ورود به چت روم
چت روم جوانان و نوجوانان ویژه دهه 70 و 80
ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

من باختم ولی بازنده نمیمونم

واقعیت اینه که اگرچه حالم خوب شده، آرومم و تشویش به پایان رسیده اما من یه آدم شکست خورده‌ام.. آره به خودم باختم.. نتونستم این من رو جمع کنم.. نتونستم زندگی رو از سر بگیرم.. نتونستم از او عبور کنم و همه‌ی اینها یعنی من ضعیف بودم و باختم.
یه بازنده چی داره.. هیچی جز دلخوشکنکی.. من بازنده‌ام اما اون رفتنی بالاخره و زندگی به منِ قوی نیاز داره پس من باید برای اون روز آماده بشم.. باید آماده‌ی روز جنگ بشم و این بار قدرتمند باشم... 
نمی دونم فعلا نگاهم به خ
نه وقتی که صد میلیون باختم... 
نه وقتی که چهار میلیارد باختم...
نه وقتی که آبرو باختم...
و نه حتی وقتی که نرد عشق باختم...
هیچوقت نگران نبودم که حالا باشم. 
ما هر چی داریم روقمار میکنیم. ته اش هم میبازیم اما نگران نیستیم. شما راحت باش. 
برنده یعنی دزد!برنده یعنی اختلاس گر!
برنده یعنی کار کم و حقوق زیاد!
برنده یعنی اونی که از زیر کارها در میره!
برنده یعنی کسی که همیشه و هرجا قانون رو دور بزنه و میان بر پیدا کنه!
برنده یعنی اونی که صد مدل دروغ بگه و صدتا چهره و رنگ عوض کنه!
...
ترجیح می دهم بازنده باشم
چون
بازنده یعنی کسی که مطالعه می کنه
بازنده یعنی کسی که خوب می نویسه
بازنده یعنی کسی که خلوت و تنهایی رو به حضور در جمع بی ثمر و بی فایده ترجیح میده
بازنده یعنی قانون مدار
بازنده یعنی ا
هیچوقت تو زندگیم ب اندازه ی الان کم نیاوردم هیچوقت ... حتی لحظه ای ک داشتن رو جسمش خاک میریختن حتی وقتی ک رفتم تا تو سرد خونه با چشمای بسته ببینمش حتی زانوم خم شد تعادلمو از دست دادم افتادم .... ولی ب اندازه ی الان کم نیاوردم و این یه واقعیته .... 
اره این یه واقعیته ک منه احمق دارم ب خودکشی فکر میکنم ....
همیشه گفتم و میگم ک خودکشی کار ادمای بازنده اس ... کسایی ک عرضه ندارن خودشونو جم و جور کنن .... آره یه واقعیته ک الان دارم ب خودکشی فکر میکنم و در عین حا
دانلود آهنگ باختم مرتضی اشرفی
بسیار احساسی و غمگین با کیفیت 320

Morteza Ashrafi, Bakhtam
تا هر حرفی بهت زدم گرفتی دست پیش تا هرجایی که تونستی زدی هی نیش صدام در نیومد قلبمو زدی آتیش واست چی کم گذاشتم اینجا رو نخواستیش آخه بعد تو من چجوری وایسم یه جایی که همه جاش تویی واسم اصلا نفهمیدم کجاس حواسم اگه برنگردی تا صبح خلاصم باختم که تو ببری بمونی جایی نری یه جوری پر زدی انگار که میخوای عذابم بدی انقدر که با من بدی مثلا تو آدمی که یه کاری کردی اینجوری بشم بد عا
دانلود آهنگ باختم مرتضی اشرفی
بسیار احساسی و غمگین با کیفیت 320

Morteza Ashrafi, Bakhtam
تا هر حرفی بهت زدم گرفتی دست پیش تا هرجایی که تونستی زدی هی نیش صدام در نیومد قلبمو زدی آتیش واست چی کم گذاشتم اینجا رو نخواستیش آخه بعد تو من چجوری وایسم یه جایی که همه جاش تویی واسم اصلا نفهمیدم کجاس حواسم اگه برنگردی تا صبح خلاصم باختم که تو ببری بمونی جایی نری یه جوری پر زدی انگار که میخوای عذابم بدی انقدر که با من بدی مثلا تو آدمی که یه کاری کردی اینجوری بشم بد عا
وقتی در اعماق وجودم پرسه می‌زنم و به خودم نگاه می‌کنم ، همیشه متوجه این موضوع می‌شوم که احساساتم بر منطقم غلبه داشته است. و حالا لشکری از منطق در مقابلِ گردانِ احساساتم صف آرایی کرده است. جنگی تمام عیار در وجودم بر پاست. و بازنده منم!
هر کسی عاشق نشد دیوانه نبست !!!
هر که دیوانه نشد پروانه نیست .♥
در پی عشق تو دل دیوانه شد ...
شمع گشتی و دلم پروانه شد♡
از لهیب عشق تو افروختم♥
عشق را به سادگی نفروختم...
ناگهان ...
           ناگهان ...
ناگهان در بی کسی ها گم شدم ...
رفتی ... رفتی و افسانه ی مردم شدم♥
♥♥♥
تاکی چشم انتظاری ؟؟؟
تاکی ؟؟؟
بس که چشم را به راهت دوختم  سوختم...
اصلا تا  به کی دیدار چشمت در خیال ؟
زندگی با آرزوهای محال♡ 
اما حیف زندگی را باختم 
زندگی را به هیچ باختم...
# اکرم  رشنو
دانلود آهنگ مرتضی اشرفی – باختم
Download New Music Morteza Ashrafi – Bakhtam
 
 
دانلود آهنگ مرتضی اشرفی باختم

 
دانلود آهنگ مرتضی اشرفی باختم
متن آهنگ مرتضی اشرفی با نام باختم
 
تو هنوز منو نشناختی کیو بر میزنی
از همون راهی که رفتی میری و دور میزنی
اگه میخوای بعد تو این شهر تو آتیش نسوزه
صبر من کمه نذار چشام به ساعت بدوزه
باختم که تو ببری بمونی جایی نری یه جوری پر زدی انگار که میخوای عذابم بدی
انقد که با من بدی مثلا تو آدمی که یه کاری کردی اینجوری بشم بد عادتی
دانلود آهنگ مرتضی اشرفی – باختم
Download New Music Morteza Ashrafi – Bakhtam
 
 
دانلود آهنگ مرتضی اشرفی باختم

 
دانلود آهنگ مرتضی اشرفی باختم
متن آهنگ مرتضی اشرفی با نام باختم
 
تو هنوز منو نشناختی کیو بر میزنی
از همون راهی که رفتی میری و دور میزنی
اگه میخوای بعد تو این شهر تو آتیش نسوزه
صبر من کمه نذار چشام به ساعت بدوزه
باختم که تو ببری بمونی جایی نری یه جوری پر زدی انگار که میخوای عذابم بدی
انقد که با من بدی مثلا تو آدمی که یه کاری کردی اینجوری بشم بد عادتی
دانلود آهنگ مرتضی اشرفی – باختم
Download New Music Morteza Ashrafi – Bakhtam
 
 
دانلود آهنگ مرتضی اشرفی باختم

 
دانلود آهنگ مرتضی اشرفی باختم
متن آهنگ مرتضی اشرفی با نام باختم
 
تو هنوز منو نشناختی کیو بر میزنی
از همون راهی که رفتی میری و دور میزنی
اگه میخوای بعد تو این شهر تو آتیش نسوزه
صبر من کمه نذار چشام به ساعت بدوزه
باختم که تو ببری بمونی جایی نری یه جوری پر زدی انگار که میخوای عذابم بدی
انقد که با من بدی مثلا تو آدمی که یه کاری کردی اینجوری بشم بد عادتی
آخه چرا دارین منو بازی می‌دین شما. چرا می‌خواین شما همه چی رو عادی جلوه بدین. چرا دارین منو صحنه‌سازی درست می‌کنین. من باختم بدم باختم من آبروی شهر منو بردم سقف من رو سر من خراب شده خرج منو زن من داره می‌ده، من در منزل داماد من سکونت دارم؛ هیچ داغی بزرگ‌تر از این نیست! هیچ ننگی از این بزرگ‌تر نیست، من دارم به قهقرا می‌رم؛ فقط بذارید «برم» من!
پی نوشت 1 : به معنای واقعی mood الانم جمله ی بالاعم !
پی نوشت 2: کنکور 98 ؛ رو باختم. .. . . . .
پی نوشت 3 : لینک ف
آخه چرا دارین منو بازی می‌دین شما. چرا می‌خواین شما همه چی رو عادی جلوه بدین. چرا دارین منو صحنه‌سازی درست می‌کنین. من باختم بدم باختم من آبروی شهر منو بردم سقف من رو سر من خراب شده خرج منو زن من داره می‌ده، من در منزل داماد من سکونت دارم؛ هیچ داغی بزرگ‌تر از این نیست! هیچ ننگی از این بزرگ‌تر نیست، من دارم به قهقرا می‌رم؛ فقط بذارید «برم» من!
پی نوشت 1 : به معنای واقعی mood الانم جمله ی بالاعم !
پی نوشت 2: کنکور 98 ؛ رو باختم. .. . . . .
پی نوشت 3 : لینک ف
May
دانلود آهنگ جدید عباس ای اس به نام بازنده
Download New Music Abbas As Called Bazandeh
دانلود آهنگ جدید عباس ای اس به نام بازنده
دانلود آهنگ جدید عباس ای اس بنام بازنده با بالاترین کیفیت 
Download New Music Abbas As Called Bazandeh
  ...برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب
- منم دوست داشتم آدم موفقی باشم.
+ چرا نیستی؟
- روزی روی نیمکت از رو رفته پارک نشسته بودم. توجه ام را گنجشکی جلب کرد که مدام از شاخه درخت به پایین سقوط می کرد و سپس به بالا درخت صعود! خیره تر که شدم دیدم گنجشک دیگری که از این دنیا رخت بسته است، در حالی که تکه نان خشکیده ای در دهانش دارد در کنار تنه درخت پیر افتاده است. موضوع اینجاست هر دو گنجشک نر بودند. گنجشک زنده می توانست نان خشکیده را از دهان گنجشک مرده به رباید و در خانواده اش یک آدم موفق لقب بگ
دلم برا ۱۸سالگیم تنگ میشه 
چه روزای خوبی بود  
اصلا وقتی تو نبودی من خیلی شاد بودم 
درسته مشکلات بود ولی محکم بودم قوی بود
تو که اومدی من خودمو باختم..
دیگه زورم به هیچی نرسید حتی اشکام...
درحقم ظلم کردی
نمیدونم ببخشمت یا نه...
هیچ وقت سریال ستایش را ندیدم اما امشب باتیتراژ پایانش گریه کردم 
الکی ها ...الان توانایی این را دارم که باهرچی بزنم زیر گریه 
راست راستش اینه که هیچ وفت روز های خوب نمیرسه ...
من راه درست رفتم ...سعی کردم مرد باشم..نامرد بود ....من باختم ..
افراد بازنده نسبت به خود و دنیای اطراف خوداحساس خوب و مثبتی ندارند و با دنیا سر جنگ و ناسازگاری دارند. زندگی و کسب و کار را میدان جنگ و رقابت می پندارندو برای رسیدن به اهدافشان بر حذف رقبایشان تمرکزمی کنند. این ها کسانی هستند که در جاده موفقیت  مانند یک شکارچی زندگی و حرکت می کنند،تمام لحظات زندگی خود را در پی شکار هستند و باید شب هنگام دست پر با شکار به خانه برگردند. نگرش این افراد بر مبنای این است که هر جنبنده ای یا شکار است یا شکارچی.  این
افراد بازنده نسبت به خود و دنیای اطراف خوداحساس خوب و مثبتی ندارند و با دنیا سر جنگ و ناسازگاری دارند. زندگی و کسب و کار را میدان جنگ و رقابت می پندارندو برای رسیدن به اهدافشان بر حذف رقبایشان تمرکزمی کنند. این ها کسانی هستند که در جاده موفقیت  مانند یک شکارچی زندگی و حرکت می کنند،تمام لحظات زندگی خود را در پی شکار هستند و باید شب هنگام دست پر با شکار به خانه برگردند. نگرش این افراد بر مبنای این است که هر جنبنده ای یا شکار است یا شکارچی.  این
بازی فوتبال دیشب چه قشنگ بود . فکر کن نتیجه تا دقیقه ۹۵ یعنی دیگه شده بود آخر بازی. ۵ دقیقه وقت تلف شده. درست زمانی که همه مطمئن از صعود آژاکس هلند بودن . زمانی که دیگه خیلیا تلوزیون رو خاموش کرده بودن به این فکر که فینال بین آژاکس و لیورپول قراره برگژاره بشه . درست یک ثانیه بعد یعنی در ۹۵دقیقه و یک ثانیه .تاتنهام تیر خلاص رو میزنه و راهی فینال میشه . چقدر گریه آور بود.گزارشگر آنتن واقعا گریه اش گرفت . تا سوت پایان بازی به صدا دراومد ، بازیکنای آژا
اوه خدا، همین چند ساعت پیش بود که از زنگ زدنش شوق و دلتنگی و شادی دلمو پر کرده بود و واقعا از این همه توجه به دختری که دچار اندوه تابستانی شده بود خوشحال بودم...
من نباید زود رنج باشم..این خیلی موضوع احمقانه ایه..نه من خیلی دختر احمقیم که به خاطر همچنین چیزی ناراحت شدم..واقعا همینطوره
ولی خب..میدونی میتونست بهم بگه، می گفتم نه، ولی میتونست بگه
و حالا اونا توی یه عکس سه نفره میدرخشن..در حالی که من نیستم..ما دیگه ما نیستیم..شدیم آن ها و من
خیلی وقته ا
آموزش حرفه ای تبلیغ نویسی
تبلیغ نویسی (copywriting)  یکی از مهارت های بسیار روانی کننده در بازاریابی و متقاعدسازی مشتری می باشد. اگر یک محصول معمولی داشته باشی ولی هنر تبلیغ نویسی و متقاعدسازی مشتری را داشته باشی برنده بازی هستی و می توانی در فروش سلطنت کنی. از آن طرف اگر محصول عالی داشته باشی ولی بلد نباشی چطوری خریداران را متقاعد کنی بازنده بازی خواهی بود. احتمالا دوست نداری جزء بازنده ها باشی پس با من همراه باش
" من میخوام تجربه های جدیدی توی زندگیم داشته باشم "
کل این پست میخوام در مورد جمله ی بالا صحبت کنم . متاسفانه تجربه های کمی توی زندگیم داشتم و اگر الان با من بخواد کسی صحبت کنه نمیدونم اصلا باهاش درمورد چی صحبت کنم ؟ کدوم یک از خاطراتمو بگم ؟
اکثر تجربیات جالبم برای زمانی هست که خیلی بچه بودم و خیلی از اون دوران یادم نیست . مثلا مداحی کردنام ! یا بازیگری ای که ادامش ندادم ! 
شاید اگر بد ترین دوران زندگی من رو از من بپرسید مدتی هست که توی دبیرستان گ
 
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط 
عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم ، عبث ساختم جان را فدای او غلط کردم ، غلط 
دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم ، خطا سوختم خود را برای او غلط کردم ، غلط 
اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود بد جان که دادم در هوای او غلط کردم ، غلط 
همچو وحشی رفت جانم درهوایش حیف،حیف خو گرفتم با جفای او غلط کردم ، غلط 
+وحشی بافقی
+ شاعر عنوان: صائب تبریزی
حسن مزینانی هنرمند جوان کهن دیار مزینان
پس از ماه ها وقفه در تولید اثر این بار با ترانه ای عاشقانه پابه میدان
گذاشته و آهنگ جدید خود را با عنوان «لحظه های بی کسی» تقدیم علاقه مندان
کرده است برای دانلود این آهنگ زیبا به سایت های زیر مراجعه کنید.
        
متن آهنگ حسن مزینانی لحظه های بی کسی
نگاه مغروت چرا به رنگ التماس شده
چقد چشای تو برام غریب و ناشناس شده
برگشتی که باز چی بشه رفیق نیمه راه من
تنهایی از تو بهتره تنهاییمو بهم نزن
توو لحظه ها
قبلا هم گفته ام؛کلمات جان دارند.روح دارند.احساس دارند.و قدرت،قدرت بسیار.کلمات میتوانند جان ببخشند،میتوانند جان بگیرند.
و بعضی هاشان مثل تیر در قلبت فرو میروند.و تا مغز استخوانت را میسوزانند.
من باختم.من دیگر کلمه ای ندارم.نه از جنس ابلغ من الکلام.از جنس بازندگی.از جنس خستگی.سکوت خواهم کرد.سکوتی تهی.سکوتی سرشار؛سرشار از اندوه.
#واین‌من
دست بردار من که باختم توی بازی با کیفیت عالی 128 و 320 و متن شعر ترانه
دست بردار من که باختم توی بازی دانلود اهنگ از علی سفلی ( کامل و رایگان Mp3 )
دست بردار من که باختم توی بازی // اون روز که من بمیرم میشی راضی…♪ آواره غصه ی تو روی قلبم // میخوای که درد دوریت باشه سهمم…♪ عذابم نده که من این روزا خرابم // یه قایق شکسته رو آبم…♪ تموم دنیا کرد جوابم // عزیزم از وقتی رفتی خیلی مریضم…♪ اشک توی آغوش کی بریزم // باید تو تنهاییم بسوزم…♪
عذابم نده که من این رو
بازی انفجار چیست؟
یک بازی انلاین کاملا ساده که بر اساس الگوریتم های ریاضی طراحی شده است. در بازی انفجار شما مبلغی را به دلخواه انتخاب و وارد بازی می شوید. پس از استارت بازی نمودار به صورت صعودی بالا میرود و شما تا قبل از توقف نمودار فرصت دارید مبلغ اولیه به همراه سود ثانویه را برداشت کنید و در غیر اینصورت بازنده خواهید شد. این بازی بصورت گروهی انجام می شود و شما میتوانید با دیگر کاربران بصورت آنلاین چت کنید.
 
آموزش بازی انفجار
در ابتدا بر رو
داشتم به زنده بودنشان شک میکردم که عه؟واقعا انقد خانواده خوبی دارم که هیچ طعنه ای راجب کنکور نمیزنن؟داشتم کم کم نگران میشدم که نکند عوضشان کرده اند؟چقد طاقت اورده اند؟چیزی نمیگویند؟ رتبه را درون سرم نمیزنند؟که وسط بحث امروز خداروشکر نیششان را زدند یاد اوری کرده اند که من در تمام زندگی ام همیشه یه شکست خورده بازنده بیشتر نبودم من همیشه کم اورده ام من همیشه یک جای کارم میلنگد من همیشه میبازم من نمیتوانم موفق شم خیالم راحت شد زنده اند. عوضشا
برای تو مینویسم ، برای تویی که مرا از یاد بردی
برای تویی ک خاطرات شیرینت عمیق ترین زخم هارا ب قلبم میزند
برای تو مینویسم تویی که تماما خاطرات شیرین بودی و من اکنون کوهی از غم و دردم
من در این تاریکی با تن و روحی خسته و قلبی سرشار از زخم زمانه برایت مینویسم
مینویسم از لحظه ای که کاش نرفته بودی ، رفتن تو یک طرف و شروع جنون من طرفی دیگر 
مینویسم از تو برای تو 
مینویسم از نرمی دستانت ،از مهربانی قلبت ،از هوش و تیزبینی چشمانت 
مینویسم از قلبی که برا
برای تو مینویسم ، برای تویی که مرا از یاد بردی
برای تویی ک خاطرات شیرینت عمیق ترین زخم هارا ب قلبم میزند
برای تو مینویسم تویی که تماما خاطرات شیرین بودی و من اکنون کوهی از غم و دردم
من در این تاریکی با تن و روحی خسته و قلبی سرشار از زخم زمانه برایت مینویسم
مینویسم از لحظه ای که کاش دوباره پیامی و حرفی نزده بودی ، پیام تو یک طرف و شروع جنون من طرفی دیگر 
مینویسم از تو برای تو 
مینویسم از نرمی دستانت ،از مهربانی قلبت ،از هوش و تیزبینی چشمانت 
مین
و این اخرین ۱۸ اسفند ۹۷ است . این پست ها صرفا برای خالی نبودن آرشیو است . الان داری نهایت تلاشی که برای رسیدن به هدفت نیاز داری را انجام میدهی. باز هم ادامه بده . اگر ادامه بدهی ممکن است امید را بیابی ولی اگر ادامه ندهی قطعا بازنده ای و این تنها حتمی است که میشود گفت.
نه اینکه فرصت نوشتن نداشته باشم راستش عادتش از سرم افتاده است. اتفاقات خوب و بد کم نیفتاده‌اند و بهانه نوشتن هم داشته‌ام اما انگار هزار سال است از این‌جا دورم. با وجود یکی دو تا یادداشت باز هم احساس می‌کنم از پارسال دیگر سراغی از اینجا نگرفته‌ام. شاید هم به این خاطر است که هیچ کدام از آن دو سه یادداشت امسال به تمامی بازگوکننده حالم نبوده‌اند. زندگی می‌گذرد مثل همیشه اما نه خوب و نه آنقدرها بد البته. مثل همیشه با بی‌خوابی دست و پنجه می‌کن
بازی انفجار یک بازی که بیشتر بازی ریاضی می باشد این روزها در فضای مجازی حسابی سر و صدا کرده است ، اما ماجرای این بازی و آموزش بازی انفجار چگونه است.
 
بازی انفجار چیست؟
یک بازی انلاین کاملا ساده که بر اساس الگوریتم های ریاضی طراحی شده است. در بازی انفجار شما مبلغی را به دلخواه انتخاب و وارد بازی می شوید. پس از استارت بازی نمودار به صورت صعودی بالا میرود و شما تا قبل از توقف نمودار فرصت دارید مبلغ اولیه به همراه سود ثانویه را برداشت کنید و در غی
همه چیز شبیه قمار بود. که من باختم. تمام.
اما مسئله اینجاست که من روی یه احتمال شرط بستم. احتمالی کمتر از پنج درصد. شایدم خیلی کمتر. مسئله اینه، من اون نود و پنج درصد رو ندیدم. نخواستم ببینم. با اینکه همیشه از فریب متنفر بودم و از فریب خودم می ترسیدم. ندیدم. الان مسئله اینه: نود و پنج درصد حقیقت امروزم چیه؟
همه چیز شبیه قمار بود. که من باختم. تمام.
اما مسئله اینجاست که من روی یه احتمال شرط بستم. احتمالی کمتر از پنج درصد. شایدم خیلی کمتر. مسئله اینه، من اون نود و پنج درصد رو ندیدم. نخواستم ببینم. با اینکه همیشه از فریب متنفر بودم و از فریب خودم می ترسیدم. ندیدم. الان مسئله اصلی اینه: نود و پنج درصد حقیقت امروزم چیه؟
به شدت احساس تنهایی میکنم.
امروز  کل مسیر دانشگاه ب خوابگاه زدم زیر گریه..
کل ترم قبل برام مرور شد و گریه ی من بیشتر..
من خیلی حماقت دارم میکنم و کردم خیلی!
سعی میکردم پرت نشم تو دل حاشیه ها اما..
نمیدونم چی شد؟
که خیلی راحت باختم
تو همه چی!
درس..دل!.. عقل!
امروز بخاطر همه چی گریه کردم و خودمو چلوندم تو آغوش خودم..
آررره من این روزا فقط خودمم وخودم
به سرم زد که بگذرم از این شهر
و برم ی جای دیگه..
اره من ی دیووونه مجنونم
ک دلخوره از همه چی و همه کس
جواب مح
باسلام خدمت عزیزان گرامی، ضمن معذرت بدلیل اینکه چندروزی فعالیت نکردیم موضوعی که دراین مطلب مورد بررسی قرار می گیرد پشت پرده بازی انفجار است که چرا هرکسی وارداین بازی می شود بازنده خارج شده و درکمترین حالت ممکن است باکمترین سود خارج شود؟!
ضمن افشا گری و اشاره به لایو در فیلمی منتشر شده در You tube تمامی روش ها و افراد پشت این بازی مشخص شده است که فیلم آن را بعدا در آخر این پست آپلود خواهم کرد؛خلاصه داستان این است که یک ربات پیشرفته وهوشمند با شما
نه. من ناامیدی ام را دوستدارم نگار. بابا میگوید درست میشه و من میترسم! من از امیدواهی میترسم نگار. اخرین کسی که یک بامداد داشت در مورد درست شدن اوضاع باهام حرف میزد، یکهو خودش همه چیز را خراب تر کرد! 
من خودم هم فکر نمیکردم به اینجا برسم نگار. از خدا که ناامید بودم. ولی فکر نمیکردم ناامید شوم از رویای انسان. ناامید شوم از تلاش انسان. ناامید شوم از زجر انسان. ناامید شدم نگار. من باختم. بد باختم. حالا مثل ماده سگی که همه توله هایش مرده دنیا امده باش
...میدانم که باختیم اما بیا و مانند تیم فوتبال بازنده که چیزی برای از دست دادن ندارد و با جان دل حمله می‌کند ، کمی بی پروا باشیم و حمله کنیم به زندگی و به اندازه جوانیمان زندگی کنیم.
بلند شو رفیق که چیزی به تمام شدن روزهای بی بازگشت جوانیمان نمانده.
من آدم دیر رسیدن بودم
✍ مهران قدیری
#برش_کتاب
#ارسالی( خانم تنهایی)
خودش به خودش تولدش رو تبریک گفته بود داشتم بی هدف چرخ میزدم که چشمم بهش افتاد 
جمله اش که خوندم یاد چند روز پیش خودم افتادم که تولدم بود و کسی جز خودم نبود که بهم تبریک بگه 
بهش تبریک گفتم ...
نمیدونستم همین تبریک ساده ، قراره شروع چه ماجرایی باشه 
به خودم اومدم دیدم 4 ماهه هر روز جویای حالش میشم و بحث میکنیم 
دلمو باختم ،ناخواسته .... 
امروز زیر بارون قدم میزدم و لذت میبردم ، گفت جدی تموش کنیم ... همراه باد بهاری رفت، آروم و دوست داشتنی ...
باید میر
خودش به خودش تولدش رو تبریک گفته بود داشتم بی هدف چرخ میزدم که چشمم بهش افتاد 
جمله اش که خوندم یاد چند روز پیش خودم افتادم که تولدم بود و کسی جز خودم نبود که بهم تبریک بگه 
بهش تبریک گفتم ...
نمیدونستم همین تبریک ساده ، قراره شروع چه ماجرایی باشه 
به خودم اومدم دیدم 4 ماهه هر روز جویای حالش میشم و بحث میکنیم 
دلمو باختم ،ناخواسته .... 
امروز زیر بارون قدم میزدم و لذت میبردم ، گفت جدی تموش کنیم ... همراه باد بهاری رفت، آروم و دوست داشتنی ...
باید میر
خودش به خودش تولدش رو تبریک گفته بود داشتم بی هدف چرخ میزدم که چشمم بهش افتاد 
جمله اش که خوندم یاد چند روط پیش خودم افتادم که تولدم بود و کسی جز خودم نبود که بهم تبریک بگه 
بهش تبریک گفتم ...
نمیدونستم همین تبریک ساده ، قراره شروع چه ماجرایی باشه 
به خودم اومدم دیدم 4 ماهه هر روز جویای حالش میشم و بحث میکنیم 
دلمو باختم ،ناخواسته .... 
امروز زیر بارون قدم میزدم و لذت میبردم ، گفت جدی تموش کنیم ... همراه باد بهاری رفت، آروم و دوست داشتنی ...
باید میر
برای دیدن فیلمی کمدی با حضور آقای پرستویی به سینما رفتیم تا حال خوشی پیدا کنیم. متأسفم که بدحال، کج‌خلق و بازنده از سینما خارج شدیم. هر هنرمند، اندیشمند و فرهیخته‌ای در کارنامه هنری و حرفه‌ای خود ممکن است مرنک اشتباهاتی شود؛ دعا می‌کنم پرویز عزیز این کار را جزو اشتباهات خود در نظر بگیرد و با گفتن "من اشتباهی بودم" مانند مرد هزار چهره کمی اندوه مخاطب را تسلی بخشد.
اگه به چیزیکه میخوام نرسم یقینا این زندگی دیگه ادامه نخواهد داشت.
من یا به چیزیکه میخوام میرسم یا به وجودم خاتمه میدم.
هدف صرفا پزشکی نیست. هدف اینه که من باید به چیزیکه خودش رو واسه من دست نیافتنی کرده دست پیدا کنم. باید تو این جنگ برنده شم وگرنه تا آخر عمر خودم رو یه بازنده میبینم.
من باید برنده شم. باید ثایت کنم هرچیزی با تلاش و پشتکار امکان پذیزه.
من خودم رو دوست دارم پس باید به چیزیکه میخوام برسم.
1- سلام به همه (البته اگر همه ای باقی مونده باشه و کسی به این کلبه ی تارعنکبوت بسته سر بزنه!)
2- من برگشتم.... ولی هنوز مطمئن نیستم بمونم یا نه؟ (لابد میگید حالا اون موقع که بودی چه گِلی زدی به سر فضای مجازی که حالا بزنی؟)
3- ببخشینا یهویی بی خبر درِ اینجا رو تخته کردم و تنهاتون گذاشتم! ( حالا حتما میگید ما که اصلا متوجه نشدیم! مگه رفته بودی؟ همینجا بذار اول کاری یه حکایت برات تعریف کنم، میگن گنجیشکه به درختی که روش نشسته بود و میخواست از روی درخت پر
دانلود آهنگ برو رد کارت شدم بیخیالت علیسا (بر رد کارت همه چی حلالت)
دانلود آهنگ جدید علیسا به نام برو
متن آهنگ علیسا برو
این دیوونه از دست کارای تو در اومده کفرش
خیلی چیزارو به هر غریبه که نمیشه گفتش
فکر میکنی بچم منو مثل موهات میپیچونه
دم شما گرم و فروتختی ما رو توی این گرونی
دانلود آهنگ علیسا برو
برو رد کارت شدم بیخیالت تو سرم پر مشغله فکری
بر رد کارت همه چی حلالت بیاد اون روز که بفهمی کت تنه کیه
برو ترکم کن و بیخیال منو خاطراتی که واسه تو ساخ
بسم الله
 
دوس دارم یه جا.. مثلا توی یه کافه..با یه قهوه..  بشینم روبروت و زل بزنم توی چشمهات و فکرم بره به تمام این سال ها که گذشت.. که چطور گذشت.. که من چه شدم و چه چیزهایی رو باختم.. قهوه سرد بشه و من همچنان زل زده باشم به تو.. و به سال هایی که رفته اند.. کاش امیدی توی دل آدم جرقه بزنه که "روزها بهتر میشه".. "این روزها سکویی میشه برای پرش ت نه مانع بزرگی برای رفتن ت".. اما من آنقدر خسته م و ناتوان که .. که دلم میخواهد سال ها بخوابم و وقتی بیدار می شوم زمان ب
اول اومدم که تمام پست هام رو پاک کنم ...
پشیمون شدم 
گفتم ب جاش از صفحه بر میدارم همشونوووو
پشیمون شدم
چند تاشونو خوندم دیدم چیزی یادم نیست و با خوندشون انگار تصویر ها برام زنده میشد ... بدم نیومد ... با خودم گفتم فاطمه قبول کن باختی ... یه بار باختی ولی ایندفعه نباید بزاری این اتفاق بیافته .. به هیچ وجه 
به خودم حق دادم که پارسال شرایط سخت بود ولی نمیتونم از این بگذرم ک ب اندازه ی کافی تلاش نکردم ... یادمه دقیقا کی بریدم و دیگه اونجور ک باید تلاش نکرد
فقط خدا میدونه چند بار تا حالا گفتیم مهم نیست و بعدش زدیم زیر گریه 
پس فردا یک سال از شروع زندگیمون میگذره 
این یکسالی که گذشت روزای سخت کم نداشت ... روزایی که شبا از استرس خوابم نمیبرد و ساعتها گریه میکردم 
روزایی که هیچ امیدی به آینده نمونده بود برام 
حالا هم روزام پر از استرسن ... پر از سردرگمی 
هر روز پر از اتفاقاتیه که میخواد بهم بفهمونه اشتباه کردم 
هر روز آدمایی جلوی چشمم رژه میرن که برد کردن تو بازی زندگیشون 
من اما نمیدونم اشتباه کردم
من نزدیکامو دور انداختم
روی سیاهیام نور انداختم
ب هر کدومشون رو انداختم
الان تنها رفیقم شده دودم باختم
اره خوبم باختم 
بهم خوبی نمیاد
دلم پارتی و مهمونی نمیخواد
زندونی ک زندونی نمیخواد
الانم بهم میگن حیف بودی خیلیا
تا درس عشقم سرنوشتم 
بگیرن من شدم غرق نفرت
امید و میبینن تو برق چشمم
اصن بزن سلامتی روزا رفته عشق است









متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به
١_ ترسناک ترین جای جهان ذهن شماست.
٢_ عمل باشید نه عکس العمل ، صدا باشید نه انعکاس صدا . 
۳_ مراقب بدن خود باشید ، زیرا تنها جایی است که تا آخر عمر در آن زندگی می کنید . 
٤_ اجازه ندهید رفتار دیگران آرامش درونی شما را بهم بزند . 
٥_ آرزو کردن برای اینکه جای شخص دیگری باشید ، یعنی نادیده گرفتن خودتان. 
٦_ ارزش شما با رفتار دیگران با شما، تعیین نمیشود. 
٧_ اگر کسی کار اشتباهی انجام داد، همه خوبی هایش را فراموش نکنین. 
٨_ قهرمان بودن یعنی ایمان به خود، و
بی تفاوت نباش جانم که بی تفاوتیت من را
منزوی
دیوانه
گوشه گیر
دلگیر
بازنده
افسرده
بی حس
پراز بغض 
و به طور حال بهم زنی من را حال بهم زن میکند..
طوری که باورت نمیشه این منم...
عزیزترینم هنوز نتوانستی به طور کامل میزان تنهاییم را بفهمی که 
اینطور درحین پراحساس نشان دادن،که پشت آن نقابت یک سردی و بی احساسی ای که وجود دارد،
که من آن را کاملا واضح میبینم...
بله،من میفهمم که سعی داری خودت را کمی ازمن رها سازی اما این راهش نیست
فقط میتوانم بگویم این راهش
این واقعیت است.من تو را باخته ام
آن موقع که قرار شد بین عشق تو، انتخاب کنم تو را باختم...وقتی عشق را بخواهی و نتوانی، آتش می گیریو من آتش گرفته اممن هر شب صدای تو را در قلبم می شنوم تو چطور؟ تو صدای گریه های مرا می شنوی؟تو هم روزگارت مثل من سیاه است؟توهم مرا هر لحظه خدا خدا می کنی؟می دانم، سوختن تاوان باختن تو بود...
بسم الله الرحمن الرحیمبه نام خدایی که به آدم قدرت انتخاب دادقدرت داد تا انتخاب کنه میخاد برنده باشه یا بازندهمن به خاطر آینده ی پسر و دخترم میخام بجنگم تا پیروز باشممن بخاطر شاد کردن همسرم میخام بجنگم تا پیروز باشممن انتخاب میکنم برنده باشم چون خدا برنده ها را دوست دارهمن میخام پیروز باشم پس با تمام قدرت میجنگممیجنگم و برنده میشمقدرتمند میشم و موفق میشمبخاطر سربلندی بچه هامبخاطر اینده سازی بچه هام باید برنده باشممن پیروز میشم
زر زده هرکی گفته. جسارتا :)
بعضی از کارشناس ها میگن انقد به پسرها فشار نیارین که تو مردی نباید ناله کنی، نباید از خودت نقطه ضعف نشون بدی، باید همیشه مثل کوه باشی و جایی برای استراحت و درد دل نیست. میگن مردها هم گاهی نیاز دارن درد دل کنن و از مشکلاتشون صحبت کنن.
ولی چرت گفتن.
من امشب امتحان کردم.
- یه مشکلی رو با خونواده در میون میذاری
- حالا دوتا مشکل داری!
تا قبل این یه فشار عصبی روم بود به یک علت بیرونی. الان صرفا مامان بابامم ناراحتن که من ناراحت
بسم الله الرحمن الرحیمبه نام خدایی که به آدم قدرت انتخاب دادقدرت داد تا انتخاب کنه میخاد برنده باشه یا بازندهمن به خاطر آینده ی پسر و دخترم میخام بجنگم تا پیروز باشممن بخاطر شاد کردن همسرم میخام بجنگم تا پیروز باشممن انتخاب میکنم برنده باشم چون خدا برنده ها را دوست دارهمن میخام پیروز باشم پس با تمام قدرت میجنگممیجنگم و برنده میشمقدرتمند میشم و موفق میشمبخاطر سربلندی بچه هامبخاطر اینده سازی بچه هام باید برنده باشممن پیروز میشم
کودک باید بتواند در ٧ سالگی شکست و باختن را تحمل کند وگرنه در زندگی با هر شکستی از پا می‌افتاد.
او را داور کنید و شما و همسرتان بازی کنید، هر کسی باخت خوشحالی کند و بازنده دو جایزه و برنده یک جایزه بگیرد.
نگران از بین رفتن رقابت و برنده شدن در کودک نباشید! رقابت در وجود کودک از تولد وجود دارد؛ هدف پدر و مادر باید کم‌کردن این رقابت و جایگزین کردن همکاری در کودک باشد.
چه انتظاری داری  از کسی که دلش دم به دم هوای کودکی هایش را می کند؟کسی که دلش پر می کشدبرای دوچرخه سواری ها،لی لی کردن ها،دویدن ها و برف بازی کردن های دوران کودکی...چه انتظاری داری از من؟منی که هر شب دلم هوای پشت بام خوابیدن ها و شمردن ستاره های چشمک زن شش سالگی ام را می کند؟هر روز هوس بستنی خوردن های سر ظهر و چرخیدن میان باغچه ی حیاط و بساط خاله بازی بین دو درخت گردو و انگور وسط حیاط خانه جان به سرم می کند...چه توقعی داری از من؟که بازیگر بازی پرته
همیشه می گفت:
باختن بلد نیستم، تا حالا چیزی‌رو‌نباختم، نمیبینی روزی رو که چیزی‌ببازم.
فک کردم بالاخره دیدم روزی رو که یه چیزی رو‌باخت.
اما نه ،اون هنوزم هیچی رو‌نباخته، چیزی‌رو‌که بخواد نمیبازه.
من باختم.

+تا حالا دیده بودید مرده ها حرف بزنن؟ حالا دیدید!
مسیر اشتباه 
دانه را دیدیم و پا در دامگاه انداختیم پای خود را در مسیری اشتباه انداختیم
گرم و پر احساس بودیم و شبیه کودکی عقل را در بزمِ سودایِ نگاه انداختیم 
فکر میکردیم صبح آمد ولی نه ،،اینچنینصبحِ خود را زیرِ تیغِ شامگاه انداختیم 
،نه، نگفتیم و به ،آری، آتشی افروختیمشعله را در خرمنِ انبار کاه انداختیم 
گفتنِ ، آری ، در اینجا سودِ بی پایان ندادبر سرِ خود با دو دستِ خود کلاه انداختیم
دیده را بستیم و راه وچاه را نشناختیمبا دو چشمِ بسته خود
 
سلاح مخفی زنان در مبارزه با مردان.

در طول تاریخ، مردان بخش عمده‌ای از رهبران، کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکار را تشکیل می‌دادند. آنها همیشه مبارزه‌جو و برتری‌طلب بودند و برای موفقیت در صحنه اجتماعی زندگی، سخت تلاش می‌کردند.
ادامه مطلب
دانلود دوبله فارسی فیلم It Happened at the World’s Fair 1963کیفیت BluRay 720p اضافه شددانلود
بازیگران : Didi Perego, Lando Buzzanca, Martine Brochard
کارگردان : Giovanni Grimaldi
محصول : امریکا
سال تولید : ۱۹۶۳
زبان : دوبله فارسی
فرمت : MKV
حجم :۱٫۵GB
نام پارسی فیلم : “در نمایشگاه جهانی اتفاق افتاد”
خلاصه داستان :”مایک و دنی خلبان یک هواپیمای باری هستند اما بازنده شدن دنی در بازی قمار سبب میشود که هواپیمای آنها را توقیف کنند. آنها در پی بدست آوردن پول، با وا…
دانلود دوبله فارسی فیلم It Happened at the World’s Fair 1963کیفیت BluRay 720p اضافه شددانلود
بازیگران : Didi Perego, Lando Buzzanca, Martine Brochard
کارگردان : Giovanni Grimaldi
محصول : امریکا
سال تولید : ۱۹۶۳
زبان : دوبله فارسی
فرمت : MKV
حجم :۱٫۵GB
نام پارسی فیلم : “در نمایشگاه جهانی اتفاق افتاد”
خلاصه داستان :”مایک و دنی خلبان یک هواپیمای باری هستند اما بازنده شدن دنی در بازی قمار سبب میشود که هواپیمای آنها را توقیف کنند. آنها در پی بدست آوردن پول، با وا…
 
هرچقدر بیشتر می‌گذره، بیشتر می‌فهمم که خودمم و خودم. کسی که میگه تو اولویت اول منی؛ خیلی راحت پشتتو خالی میکنه و جوری می‌ذاره می‌ره، که انگار از اول نبوده و...باید عادت کنی. اگه خودت، هوای خودتو نداشته‌باشی، هیچکی هیچکی هیچکی هواتو نداره و تو حق نداری از داشتنِ هوای خودت، خسته بشی. تا امروز فکر می‌کردم نسبت به بقیه، وضعم بهتره چون از دوست، شانس آوردم و حتی اعتماد به نفس داشتم که دوستی دارم که با همهٔ ویژگیام -چه خوب، چه بد- منو قبول داره. از
قرارمان عاشقی بود.قول دادیم هیچوقت از یادمون نرودخاطراتمون...قرار بر آن شد یک پیام! جهت زدن _تیک عاشقی تو دفتر قلبهایمان ،تو دلم خندیدم گفتم دیوانه هیچکدوممان بازنده نمیشیم،اما وقتی گفتی "اصلا دلتنگ شدن بلد نیستی"بغضم گرفت،تو چه میفهمی !!!مجبور باشی "سکوت"کنی در حالی که ذهنت در حال انفجار است از حجم کلمات و جملاتی که کنار هم میچینی تا مبادا هنگام گفتنش تپق بزنی، اما سرنوشت تمام حرفهایم ختم میشوند به قبرستانی متروکه حوالی ذهنم .. تو چه میدانی آ
 
 

سلاح مخفی زنان در مبارزه با مردان چیست؟
در طول تاریخ، مردان بخش عمده‌ای از رهبران، کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکار را تشکیل می‌دادند. آنها همیشه مبارزه‌جو و برتری‌طلب بودند و برای موفقیت در صحنه اجتماعی زندگی، سخت تلاش می‌کردند.
ادامه مطلب
هیچ آدم موفقی روز رو بااین فکر شروع نمیکنه 
من نامرئی هستم،هیچ کس رو نگاه نمیکنم یه آدم بدبختم من یه بازنده ام فکرمیکنید آدم های موفق فقط خوش شناس هستن اشتباه میکنید.
اونا آدمای هستن که زندگیشون و دوست دارن وهمیشه برنده اند.
شما کی تو زندگی خودتون نقش مکمل شدین؟ وقتی بقیه داشتن نقش اصلی رو بازی میکردن
زندگی به این بستگی داره که ترجیح بدین وچجوری زندگی کنید به خودتون اعتماد داشته باشین قدرت درونتون رو باور داشته باشین 
لیدر شماهستید ،شماتو
 
 

سلاح مخفی زنان در مبارزه با مردان چیست؟
در طول تاریخ، مردان بخش عمده‌ای از رهبران، کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکار را تشکیل می‌دادند. آنها همیشه مبارزه‌جو و برتری‌طلب بودند و برای موفقیت در صحنه اجتماعی زندگی، سخت تلاش می‌کردند.
ادامه مطلب
 
 

سلاح مخفی زنان در مبارزه با مردان چیست؟
در طول تاریخ، مردان بخش عمده‌ای از رهبران، کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکار را تشکیل می‌دادند. آنها همیشه مبارزه‌جو و برتری‌طلب بودند و برای موفقیت در صحنه اجتماعی زندگی، سخت تلاش می‌کردند.
ادامه مطلب
شاید در جستجوی بزرگ ترین قمارخانه های جهان به نام قمارخانه های لاس وگاس و یا ماکائو اشاره شود.در ایران برپایی قمارخانه ممنوع است و حتی با سایت ها و کانال هایی که قمار را ترویج کنند برخورد می شود .اما شاید بتوان گفت بزرگترین قمارخانه های جهان در ایران قرار دارند ؛ قمارخانه هایی که اگر نخواهی هم وارد بازی ات می کنند .بازی ها در قمارخانه های ایران با بقیه دنیا متفاوت است : بازی ارز ، سکه ، طلا .... 
عده ای قمارباز حرفه ای وارد بازی ات می کنند ؛ ارزش
ساعت رو نگاه می کنم، عقربه داره هشت رو نشون میده، من نیم ساعت دیگه جلسه ی مشاوره دارم، نگاهم رو زیر پتو می برم و پتو رو میارم بالاتر، به خودم میگم که تو می خوای بری بشینی یه ساعت حرف بزنی که حالت خوب شه؟ من یه پیشنهاد دیگه دارم، از خوابت نزن و دوساعت بخواب ... 
حس آدمایی که شکست عشقی خوردن رو ندارم خدایی، حس افسردگی ناشی از ظلم و تحقیر شدن رو دارم. خیلی مهمه که انسانیت کسی رو زیر سوال نبری، خیلی مهمه که در پرسش محترمانه پاسخی مبهم و غیر اخلاقی ندی
?You’re such a weird person. Why don’t you care about compliments-
 .In fact, I appreciate complements but I don’t take them seriously+
..That’s what loosers do
- تو آدم عجیبى هستى. چرا نسبت به تعریف ها بى توجهى؟ 
+ در حقیقت تعریف ها برایم قابل قدردانى هستند ولى من اونها رو جدى نمى گیرم. کارى که بازنده ها میکنند..
# مکالمه ى دیروز
4
حالات روحی من از حالاتی بین شرم افسوس خجالت ترس ناامیدی  وکلکسیونی از احساسات و عواطف بشره متغیره و طیف گسترده ای از احوالات شامل حالم میشه .
نگرانم نگران آینده نگران خودم .نگران این زمین خوردن بزرگ ..نگران ب.
از طرفی هم که س و م که رفتند بیشتر به پوچی زندگی رسیدم وقتی که میدویی و به آرزوت میرسی اما وقتی برای زندگی نمیمونه!
قرار بود از صفر شروع کنم و ندانم گرایی رو کنار بذارم اما حالا بیش از پیش به ورطه ی ندونستن رسیدم حتی طرز رفتار کردنم با آدم
کنکور یک بازیه ! و به نظر من بیشتر شبیه قماره ! یه بازنده داره و یه برنده ..
من تجربه ی تلخی از 2 سال کنکور خودم دارم ؛ خیلی تلخ !
به نظر من تغییر ، یک ساعت و روز مشخصی نیست ! اینکه من بیام اعلام کنم من در فلان روز و در فلان ساعت و ثانیه تغییر کردم . نه . 
تغییر یک بازه هست . که کم کم شروع میشه و هیچ نقطه ی دقیقی نداریم و بگیم من از این ساعت به قبل و بعد دچار تغییر شدم . 
همین موضوع میشه به مبحث شروع تعمیم داد که در این پست نمیخوام بیشتر از این در این باره ص
دارم فکر میکنم که آهنگ ها چیکار میکنن با روح آدمیزاد!
با گوش دادن یه موزیک ٥دقیقه ای...
چه جاها که نرفتم
چه کارها که نکردم :))))
با نت هاش رقصیدم 
با تحریرهاش اشک ریختم 
تو نقاط اوجش قلبم به لرزه در اومد... :)))
شهر هارو رد کردم و توی خیالم برات ترانه خوندم 
برات گلدون گرفتم و برام هوبی خریدی
کافه های کریمخان رو باهات زیر و رو کردم 
از شوق حضورت مدرس تا حقانی روجیغ کشیدم و ملودی صدات رو جا گذاشتم لابلای تموم شاخ و برگ های چنارهای تجریش:))))
از دست فروش ه
آداپتور لبتاب جون سفید قشنگم سوخت اخه چرااااا
+ عصبی شدم بی حوصله و بی هدف
مقصر همشونم خودمم...
دوباره برگشتم ب دوران افول
چرا نمیتونم ی چیر خوب رو نگه دارم یا ی چیز بد رو ترک کنم؟
+ حس خوبی ندارم
ن دیگه حوصله اینجا رو دارم ن دوس دارم برم خونه
مطمئنا شرایط سختی منتظرمه و من میترسم و مطمئن نیستم شهامت و جرئت لازم رو داشته باشم
از اینکه برم زیر ذره بین همه میترسم
الان چ وقت تموم شدن ترم بود
از هر طرف برم باختم!
وحشتناکه
خدایا! حکمت و کرمت رو شکر...
این
در مسیر زندگی همه آدم ها، هرکس مسیری را انتخاب میکند. یکی به دل جنگل میزند و از طبیعت بکر و هوای تر وتازه اش لذت میبرد، یک در دل شهری شلوغ و آلوده، نفسش را به روی آلودگی باز میکند و فراموش میکند هوای تازه را ، یکی هم دریا را انتخاب میکند و از صدای امواجش لذت میبرد، در حالی که زدن به دل دریا، رویایی با امواج خروشان و خطرناک دریا حالش را بهتر میکند. اما میدانی؟ این مسیر تمامی ندارد...باید ادامه داد، هر راهی را انتخاب کرده ای، باید با تمام وجود در حی
 
 
 
 
برای آن دسته از آدم‌های اهل دلی که فوتبال را ورزشی سرشار از جنگ می‌دانند، واژه‌ای مثل ژانویه، همیشه با بازی‌های جذاب لیگ جزیره همراه است! اما آن‌هایی که از غافله کلا بی‌خبر‌اند و احیانا معتقداند که فوتبال نه تنها ورزشی مزخرف، که هوادارانش نیز انسان‌هایی کودن تشریف دارند، بدانند و آگاه باشند که زندگی یعنی دویدن، دویدن و باز هم دویدن برای توپی که هر چهار روز یکبار، داوری است میان برنده و بازنده‌؛ آن هم در آغاز سال میلادی که از قض
هرچه فکر می‌کنم که از چه بنویسم چیزی دستگیرم نمی‌شود. انگار که هیچ کلمه‌ای ندارم برای حرف‌زدن. و احساسِ ابتذال می‌کنم. احساسِ ابتذال رنگش زرد است و برای من بوی حماقت می‌دهد. در این لحظه فکر می‌کنم هیچ‌چیزی بدتر از این نیست که احساسِ حماقت کنی. من زود کم می‌آورم، نه؟ چقدر شبیهِ بازنده‌ها شده‌ام. حالا حتّی از اینکه بگویم «چقدر شبیهِ بازنده‌ها شده‌ام» هم نفرتم می‌گیرد.
امروز عصر آخرین قسمت از سریِ مردانِ ایکس را دیدم. لوگان ۲۰۱۷. وقتی ف
افترافکتس (نرم افزاری که باهاش ویدئو کار میکنم) دوباره هنگ کرد پس فکر کردم چه بهتره که یکم بنویسم!
خب شب گذشته یکی از محدود شبای ورزشکاری تو کل این تابستونم بود ، آره حدستون درسته زیاد ورزشکار نیستم D:
حوالی ساعت ده داداشم صدام زد که بیا چهار نفره پینگ پنگ بزنیم رفیقمم هست ( دوباره این میز لنتی رو تو حیاط پهن کرده بود :/ )
راستش زیاد مایل نبودم برم
بهش گفتم : چند دیقه دیگه میام ...
- باش پس ما یِ ستِ یازده تایی میزنیم تا بیای
جوابی ندادم
+ ده دیقه بعد
نگاه
تنها چیزی که بعد از مدتها خواستم بهش نشون بدم غم بود در نگاه 
سعی کردم تمامم در چشمام باشه
چشمام خود من بود با هر پلک جمله ها تمام میشد با هر چرخش مردمک فراز و فرود اتفاق می افتاد 
چند ثانیه 
و بعد چرخید 
پشت کرد به تمام من و رفت.
پ ن: هیچوقت هیچوقت و لطفا هیچوقت از من نخواه با آدمای اطرافم ارتباط برقرار کنم
من از اون لعنتیای دو پای عقده ای متنفرم
نمیدونی چقدر میتونن درد به من تحمیل کنن 
میخوام برم از اینجا
اینجا که میگم منظورم این شهر و کش
 
برای آن دسته از آدم‌های اهل دلی که
فوتبال را ورزشی سرشار از جنگ می‌دانند، واژه‌ای مثل ژانویه، همیشه با بازی‌های
جذاب لیگ جزیره همراه است! اما آن‌هایی که از غافله کلا بی‌خبر‌اند و احیانا معتقداند
که فوتبال نه تنها ورزشی مزخرف، که هوادارانش نیز انسان‌هایی کودن تشریف دارند، بدانند
و آگاه باشند که زندگی یعنی دویدن، دویدن و باز هم دویدن برای توپی که هر چهار
روز یکبار، داوری است میان برنده و بازنده‌؛ آن هم در آغاز سال میلادی که از قضا
مصا
من خیلی وقت گذاشتم، خیلی فکر کردم، ولی همه‌اش بیهوده بود. روزها خیلی زود می‌گذشت، اصلا نمی‌فهمیدم چطور، ولی می‌رفت و تمام می‌شد. هیچ کاری نکردم که دردی را درمان کند، اگر کاری انجام می‌دادم از سر ناامیدی بود به خاطر دانستن اینکه این کار مرا رشد نمی‌دهد.
من بریدم و این کارها را، همهء کارها را کنار گذاشتم. شاید روزی مجبور شوم به خاطر به دست آوردن نان خشکی با اینها سر و کله بزنم، ولی اکنون من رها هستم. نمی‌دانم تا کی کاری انجام نخواهم داد ولی.
به نام خدا
 
برای آن دسته از آدم‌های اهل دلی که فوتبال را ورزشی سرشار از جنگ می‌دانند، واژه‌ای مثل ژانویه، همیشه با بازی‌های جذاب لیگ جزیره همراه است! اما آن‌هایی که از غافله کلا بی‌خبر‌اند و احیانا معتقداند که فوتبال نه تنها ورزشی مزخرف، که هوادارانش نیز انسان‌هایی کودن تشریف دارند، بدانند و آگاه باشند که زندگی یعنی دویدن، دویدن و باز هم دویدن برای توپی که هر چهار روز یکبار، داوری است میان برنده و بازنده‌؛ آن هم در آغاز سال میلادی که
آدم کوفت بخوره، شکلات فرمانیه رو نخوره
قضیه از این قراره که در مدت انتظار جلوی سفارت نروژ، ludo بازی می‌کردیم چهار نفره، من و دایی و داداش‌ها. قرار شد هرکی باخت برای بقیه آبمیوه‌ای، نوشابه‌ای، چیزی بخره. من اولش از همه جلو بودم، ولی یک ساعت و خورده‌ای بازی‌مون طول کشید و آخرش من باختم :( و خب طبیعیه که گفتم شرط حرام است و فلان! :))) البته بعدش گفتم بیاین بریم بی‌ارتباط با بازی براتون آبمیوه بخرم. رفتیم و اونا آبمیوه برداشتن و من شکلات. و در نه
ایرانِ شکست خورده
"ما که گربه نبودیم"
هرچه #تحریف کنند، هرچقدر خودمان را گول بزنیم با این حال امورات مسلم و قطعی تاریخی پشت جهالت کوردلان باقی نخواهد ماند.
ایران و ایرانی در جنگ های سرنوشت ساز و ملی عموما #شکست خورده اند.
شکستهایی که سرنوشت ایران را به اجبار #دستخوش تحول کرده و ایرانیان بازنده تاریخی بوده اند.
ما در تاریخ هربار مورد هجوم قرار گرفته ایم، باخته ایم.
ادامه مطلب
بعضی چیزا یهو عوض میشه یهو تغییر میکنه تو یه ثانیه حتی تو یه لحظه 
جایی خونده بودم فاصله ی نفرت و دوس داشتن یه تار موئه 
کاملا درسته 
بعضی وقتا آدم به جایی می رسه که برای کسی که همه ی خودشو وقتی خرج میکنه و میزاره وسط دیگه ذره ای اهمیت قائل نیست دیگه با دیدن عکساش نمی گه یادش بخیر فلان زمان دیگه نمی گه چقدر دلم تنگ شد براش دیگه با شنیدن آهنگی که اونو یادش میندازه حال نمیکنه و میزنه اهنگ بعدی 
حسی شبیه به بی حسیه بی اهمیتی نه حتی نفرت 
نزارین ادم
سلام 
این پست بیشتر جنبه ی درد دل داره . من ۱۹ ساله ام .پدر و مادرم جدا شدن و من با مادرم زندگی میکنم. سال های دوم و سوم دبیرستان قوی ترین دانش آموز دبیرستان مون بودم و در اغلب آزمون ها هم رتبه ی ۱ سنجش در ناحیه مون (یکی از کلانشهر ها) معدل هام هم ۱۹.۹۰ تا ۲۰ بود توی این دو سال .
توی اون دو سال تحصیلی خیلی درس خون بودم ( قبل از اون نه ) جوری که انتظار همه ی معلم ها و استادهای کنکور و همین طور دوستانم و حتی خانواده و فامیل رو از خودم بالا بردم خیلی تشویق
کتاب ملت عشق
نویسنده: الیف شافاک
مترجم: انسیه رضایی
ناشر : نسیم قلم
رقعی شومیز
416 صفحه
این کتاب دو داستان را شامل می‌شود که به زیبایی در کنار هم و در یک کتاب
گنجانده شده است. دورمان که موازی هم جلو می‌رود. و به گونه‌ای به همدیگر
ارتباط دارند. یکی از این داستان‌ها در سال ۲۰۰۸ در امریکا و دیگری در قرن
هفتم در قونیه اتفاق می‌افتد. ملت عشق داستان زندگی زنی در غرب را روایت
می‌کند که با عرفان شرق آشنا می‌شود.داستان اول کتاب مربوط به اللا
روبینش
دانشجویی میگفت:
 یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید هرکس بعد از یکدقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است
مسابقه شروع و بعد از یک دقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم
سپس استاد رو به دانشجویان کرد 
و گفت:
من همین مسابقه را در کلاس دیگری برپا کردم و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچکس بادکنک دیگری را نترکاند چرا که قرار بود بعداز یک
ای مثلِ خزان زرد،کسی منتظرت نیستمحبوبه ی شبگرد،کسی منتظرت نیست
تنها شده در شهرِ شلوغِ تُهی از عشقدر کوچه ی بی درد، کسی منتظرت نیست
آواره یِ نفرینکده ی عمری و اینجادر قامتِ یک مرد کسی منتظرت نیست
با شیب تنت پله عمرت به فراز استدر پیریِ پاگَرد، کسی منتظرت نیست
تاراج شده هم دل و هم جسم و روانتبازنده ی این نرد! کسی منتظرت نیست

با رَم شدن اینهمه حیوان صفتِ رذلاز خود شده ای طرد، کسی منتظرت نیست

هرچند که بازار تو گرم است ولی باز جز یک زن دلسرد،کسی
پریشب که رفته بودم هیئت میثاق میثم مطیعی کمی روضه در رثای مدافعان حرم خواند. میانه ی شعرش گفت حسین ما رو انتخاب کن دیگه ... بعد یکهو صدای جمعیت بالا گرفت ... گریه می کردند و داد می زدند. خانمی کنار من نشسته بود که به طرز ترسناکی فریاد می زد و به پایش می کوبید ... حالم خوب نبود. بهت زده نگاهش می کردم ... نگاهش می کردم که چه طور خودش را می زند ... داشتم فکر می کردم کدام یک از ما حسین را در زندگی انتخاب کردیم مگر ... ؟ کدام یک از ما حق حسین را به جا آورده ایم ..
متن آهنگ مهدی احمدوند به نام درد تقدیم به شما عزیزان ..Mehdi Ahmadvand - Dardمتن آهنگ درد مهدی احمدوند :
عشق درده خیلیارو دیونه کرده
وقتی اسیرت کنه روزای خوشت بر نمی گرده
همیشه معشوق شاهه عاشق مثه برده
همیشه عاشق قبلشو یه جایی گم کرده
افتادم به پای اون که نمیخوادم
وقتی همه دنیات و رویاتشه یه آدم
بفهمی ای کاش که هنوز هستی تو یادم
بخاطر عمری که من پای تو دادم
چند تا خط حرف دارم باهاتو چند تا خط درد و دل
از وقتی تنها کردی منو تو خیابون ول
یکیو ترجیح دادی به م
یک دنیا حرف و یکخیابان پر از دلتنگیمن به تو باختمتو داری با کی میجنگیبی خبرم از تو منم و بغضی جانانهسهم من از تو پرسه تو شهر دیوانهای یار یار یار قدیمی بی تو پر از خاطره هاتم رفتی از تو بی خبرم منای یار یار یار قدیمی بی تو نفس تنگی گرفتم در هوایت رهگذرم منای یار یار یار قدیمی بی تو پر از خاطره هاتم رفتی از تو بی خبرم منای یار یار یار قدیمی بی تو نفس تنگی گرفتم در هوایت رهگذرم مناز زمین و از زمان دلگیرم نیستی و بی تو من از دست میرمنیستی و حال دلم د
اینكه سلاح فروخته شده دراثرتعویض محل فروش یامدت زمانی بالاارزش بالایی میافت برای دونالدوحشت آفرین بود.
اوهمیشه ازیادآورشدن عبارت كاغذفاقدارزش واهمه نداشت.معاهدات اسلحه وغیره بیشترزیان نصیبش میكردند.
امكان داشت كشورهاسلاح هارامهندسى معكوس كنند.ازآن جهت تحمیل قوانین استفاده كنندیاازآن بعنوان جانشین طلاودلاراستفاده كنند.
فكراوسراسرسودآورى نداشت دركل بروزبودن همه سلاح هادركشورهاراخواستارنبود.شایدبرایش دنیاجوردیگری معنی پیدامینمو
تک‌تکِ سلول‌های بدنم تمنای نوشتن دارند، اما دستم به نوشتن نمی‌رود. سال‌هاست که می‌خواهم داستان بنویسم، ولی هیچ‌وقت عملی نشده است. حتی به‌طورِ جدی هم برایش تلاش نکرده‌ام تاکنون. بهانه پشتِ بهانه. دوباره احساسِ می‌کنم کلمات و نوشته‌هایم بی‌مایه شده‌اند، که موضوعِ نگران‌کننده‌ای‌ست. من هیچ‌وقت یاد نگرفتم که به اندازۀ کافی مغرور باشم و به خودم احترام بگذارم و برای بودن‌ام ارزش قائل باشم، و می‌دانم اگر همچنان پیش بروم، حتی بازنده
من همه ی راهها رو روی خودم بستم الان هیچی ارومم نمیکنه چیکار میتونم بکنم یه کتابی که بخونم یه فیلمی که ببینم یه حرفی که بزنم نه هیچی دیگه نمونده هیچی 
 
حتی نمیدونم واسه چی دارم گریه میکنم فقط میدونم دیگه نمیخوام هیچ حرفی بزنم 
چه اهمیتی داره 
فقط نمیتونم جلوی گریه همو بگیرم عین ظرفی که تا لبه پر شده باشه منم پرشدم و از چشمام سر ریز میکنه 
امیدوارم فردا آرزو بمونه میخوام بغلش کنمو کلی گریه کنم برای همه چی  برای همه ی روزا برای همه چی .
کشیک دی
هر سازمانی شامل چهار نوع استخوان بندی متفاوت است
استخوان جناغ ( Wish bone) به معنی کسی که می خواهد دیگران کار ( او را هم ) انجام دهند.
استخوان آرواره یعنی کسی که زیاد صحبت می کند و کاری انجام نمی دهد.
استخوان مفصل انگشتان به معنای کسی که مانند مشت گره کرده ، مزاحم کار دیگران است.
استخوان ستون فقرات یعنی کسی که عملا کار انجام می دهد .
Wish bone استخوان شرط بندی یا جناغ است که در آن بازنده باید خواسته طرف مقابل را برآورده کند
از کتاب بزرگترین اصل مدیریت در
بازی دیشب یک برد تمام عیار بود، یک لذت جوشان درون رگ‌های ایران،یک امید در اوج ناامیدی!
یوزپلنگان ما دیشب یک گل از قهرمان جام ۲۰۱۰ خوردند و یک لایی به قهرمان جهان زدند! برای نگه داشتن یک توپ درِ دروازه زمین خوردند تا زمین نخوریم و با افتخار به خود ببالیم.
دیشب همه اشک شدیم و چکه‌چکه باریدیم،نه چون باخته بودیم، چون در این باخت بازنده نبودیم!
القصه دیشب تمام بچه‌های ایران بدون آفساید،بدون خطای هَند گل شدند،در اوج به وسط دروازه‌ی قلب ما خوردن
قبل تر ها،زمانی که اینقدر برای خودم ارزش قائل بودم که خودم و بقیه را چیزی بیشتر از کیسه گوشت های پراز خون و کثافت میدیدم ،حول مدتی که هنوز دنیا برایم اینقدر مسخره و احمقانه نشده بود که دست راستم را برای هرچیز و هر کلمه ی موجود و ناموجود بالا ببرم و انگشت وسطم را حواله شان کنم ، بودیست،چاکرا و لوتوس های نشانه اش که با ازادی قلم بر صفحه کاغذ ایستاده بودند و روح شرقی درونشان میرقصید ،همه و همه احاطه ام کرده بود .وقتی دنیای سیذارتا* و راهبان تبتی ر
قبل تر ها،زمانی که اینقدر برای خودم ارزش قائل بودم که خودم و بقیه را چیزی بیشتر از کیسه گوشت های پراز خون و کثافت میدیدم ،حول مدتی که هنوز دنیا برایم اینقدر مسخره و احمقانه نشده بود که دست راستم را برای هرچیز و هر کلمه ی موجود و ناموجود بالا ببرم و انگشت وسطم را حواله شان کنم ، بودیست،چاکرا و لوتوس های نشانه اش که با ازادی قلم بر صفحه کاغذ ایستاده بودند و روح شرقی درونشان میرقصید ،همه و همه احاطه ام کرده بود .وقتی دنیای سیذارتا* و راهبان تبتی ر
قبل تر ها،زمانی که اینقدر برای خودم ارزش قائل بودم که خودم و بقیه را چیزی بیشتر از کیسه گوشت های پراز خون و کثافت میدیدم ،حول مدتی که هنوز دنیا برایم اینقدر مسخره و احمقانه نشده بود که دست راستم را برای هرچیز و هر کلمه ی موجود و ناموجود بالا ببرم و انگشت وسطم را حواله شان کنم ، بودیست،چاکرا و لوتوس های نشانه اش که با ازادی قلم بر صفحه کاغذ ایستاده بودند و روح شرقی درونشان میرقصید ،همه و همه احاطه ام کرده بود .وقتی دنیای سیذارتا* و راهبان تبتی ر
این جمله مدام توی سرم تکرار می شود " بازنده ها ! دست ها بالا! " با یک ریتم بچه گانه. شبیه شعر برنامه ی بستنی ها. برنامه ی تلوزیونی دوران کودکی ام. دو تا بستنی بزرگ و یک پلیکان با گلوی زرد بزرگ. قبل از شروع برنامه همه با هم می خواندند : " حالا بگید! دست کی بالا ؟ ...بستنی ها .بستنی ها! ـنقدر مضطربم که انگار فردا روز کنکور سراسری باشد . اینقدر مضطربم که انگار قرار است هر لحظه در بزنند و خبری بدهند که انتظارش را ندارم. بوی دارچین و زنجبیل بیسکوییت هایم حال
چگونه حال خود را خوب کنیم
بعضی فعالان اقتصادی خوش فکر ، در تکاپوی فروش بهتر هستند و سمینارها در این راستا تنظیم میشه : فروش در دوران رکود و ….ولی من یافته دیگری دارم و تجربه اش را هم دارم که باید الان تمرین کنیم چطور ارزش بیشتر برای زندگی ها باید ایجاد کنیم، این امری فراتر از فروش بیشتر است که در جامعه فعلی ایران حال خراب کن است و به بقیه مردم این حس را میدهد که میخواهند به شیوه های جدید جیبمان را خالی کنند !
کلیدی ترین راه رسیدن به حال خوباین د

تبلیغات

محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

طرح غنی سازی اوقات فراغت کانونهای مساجد طراحی سایت ، سئو سایت ، طراحی سایت فروشگاهی گلاسری green-bird هاپو لایوکار سرگرمی های زندگی من صندوق پول ایرانیان iQ-hosh مطالب روز دنیا